X
تبلیغات

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

Ha آموزشي
Do you know ?

تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389 ساعت: 21:8


The human body is a machine that is full of wonder. This collection of human body facts will leave you wondering why in the heck we were designed the way we were.

 

1.. Scientists say the higher your I.Q. The more you dream.

2.. The largest cell in the human body is the female egg.

3.. The smallest is the male sperm.

4.. You use 200 muscles to take one step.

5.. The average woman is 5 inches shorter than the average man.

6.. Your big toes have two bones each while the rest have three.

7.. A pair of human feet contain 250,000 sweat glands.

8.. A full bladder is roughly the size of a soft ball.

9.. The acid in your stomach is strong enough to dissolve razor blades.

10.. The human brain cell can hold 5 times as much information as the Encyclopedia Britannica.

11.. It takes the food seven seconds to get from your mouth to your stomach.

12.. The average human dream lasts 2-3 seconds.

13.. Men without hair on their chests are more likely to get cirrhosis of the liver than men with hair.

14.. At the moment of conception, you spent about half an hour as a single cell.

15.. There is about one trillion bacteria on each of your feet.

16.. Your body gives off enough heat in 30 minutes to bring half a gallon of water to a boil.

17.. The enamel in your teeth is the hardest substance in your body.

18.. Your teeth start developing (in your gums) 6 months before you are born.

19.. When you are looking at someone you love, your pupils dilate, they do the same when you are looking at someone you hate.

20.. Blondes have more hair than dark-haired people.

21.. Your thumb is the same length as your nose.

22.. At this very moment I know full well you are putting this last fact to the test ... now remove your thumb from your nose and pass this on to the friends you think might be interested in comparing their thumbs to their noses as

 


|+| نويسنده :محمد |

دلایل 20 گانه برای مرد و زن بودن

تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389 ساعت: 20:47

20 دلیل محکم برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید : 

 1. نام خانوادگی بچه هايتان تابع نام خانوادگي شما است.

2  .مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.

3.برای یک مسافرت یک هفته ای  تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.

۴.در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.

5.دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.

6.جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.

7.لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

8.ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.

9.همکارانتان نمی توانند اشك شما را در بیاورند.

10.اگر در 34 سالگی هنوز مجرديد  احدي به شما ایراد نمی گیرد.

11.رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.

12.با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشكلات احتمالی را حل کنید.

13.وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.

14.بدون هدیه میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.

1۵.می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.   

16.حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.

17.ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.

18.در تقسيم ارث سهم بيشتري مي بريد.

19.احتمال مدير شدنتان زياد است.

20.مي توانيد چند زن داشته باشيد.(احتياط! معلوم نيست خوشبخت شويد)

 
 
 
 
 
 

20 دلیل محکم برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید : 

1-  نام هر گل زيبايي كه در طبيعت است  روي شما مي گذارند.

۲- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

۳- آن قدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.

4- عشق و هنر ابداع شماست.

5- زيبايي مخصوص شماست.

6- هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچكس نمي داند شما چند ساله ايد.

7- بهشت زير پاي شماست.

8- هميشه تميز و نظيف هستيد.

9- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.

10- مجبور نيستيد خانه به خانه برويد و خواستگاري كنيد مثل خانم ها در خانه مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه .......

11- حق تقدم با شماست.

12- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و كبود نمي شويد و خون به پا نمي كنيد.

13- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

14- نصف بيشتر از صندلي هاي دانشگاه را شما تصاحب كرده ايد.

15- به‌ جزئيات‌ زندگي‌ و رفتاري‌ با دقت‌ نگاه‌ مي‌كنيد و آنها را در حافظه‌ خود جاي‌ مي‌دهيد.

16- درصد كاركنان زن نسبت به كل كاركنان در حال افزايش مستمر است.

17- ميانگين عمرتان بيشتر از آقايان است.

18- موفقيت مردان مرهون زحمات شما است.

19- مردان از دامن شما به معراج مي روند.

20- حرف آخر را شما مي زنيد.


|+| نويسنده :محمد |

سخنان زيبا از بزرگان جهان

تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389 ساعت: 20:45

 
 

 
لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد. ((نارسیس))

------------------------------

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست.لازم نیست آن را در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی .پرهایش رابزن...خاطره پریدن با او کاری می کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند .
------------------------------
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم. ((هلن کلر ))
----------------------------------
برای پخته شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره درنروید .
------------------------------
همیشه بهترین راه را برای پیمودن می بینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم. ((پائولو کوئلیو))
 ----------------------------------
اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تو را غافلگیر کند، درست مانند آغاز.
-------------------------------
هیچ کس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.
--------------------------
بمان تا کاری کنی نه کاری کنیم تا بمانیم.  دکتر شریعتی 
------------------------------
از حضرت عیسی(ع)پرسیدند که سخت ترین چیز در هستی چیست؟ گفت: خشم خدا. گفتند: از این خشم چگونه امان یابیم. گفت: ترک خشم خویش کنید تا ایمن از خشم خدا شوید.
---------------------------------
آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می گردد، ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است. زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند.
 
-------------------------------
لحظات شادی خدا را ستایش کن، لحظات سختی خدا را جستجو کن، لحظات آرامش خدا را مناجات کن، لحظات دردآور به خدا اعتماد کن، و در تمام لحظات خداوند را شکر کن.
---------------------------------
 
 
شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی گرفت.
---------------------------------------
تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم. ((ژان پل سارتر))
------------------------
بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن ها تعریف کردید، خجل شوند و اگر بد گفتید، سکوت کنند.((جبران خلیل جبران))
 
---------------------------------
مشکلی که با پول حل شود، مشکل نیست ,هزینه است!!!!
-----------------------------
در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم که هرگز اتفاق نیفتادند .
-------------------------
ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.

|+| نويسنده :محمد |

بيان حالت

تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389 ساعت: 17:54

يوجد في مزاجك ۱۱۲ حالة


|+| نويسنده :محمد |

ضرب المثل ها

تاريخ : چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 ساعت: 10:32

ضرب المثل ها و نظريه هادر رابطه با ازدواج

ضرب المثل هاي ملل دنيا در رابطه با ازدواج

زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند آلمان
زن عاقل با داماد بي پول خوب مي سازد انگليس
دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير ايتاليا
زني سعادتمند است كه مطيع شوهر باشد يونان
ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است فرانسه
هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت آلمان
اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير اسپانيا
اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار تركيه
لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست چين
داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي فرانسه
دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد لهستان
در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن آذربايجان
زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است انگليس
برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني چين
مردي كه به خاطر پول زن مي گيرد، به نوكري مي رود فرانسه
داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت ايتاليا
تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن چين
ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد اسپانيا
وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت ! ايرلند
قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن لهستان
دوام ازدواج يك قسمت رويِ محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا اسكاتلند
زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند آلمان
هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند اسكاتلند
با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن آلمان

نظريه شخصيتها در رابطه با ازدواج

تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند اسمايلز
ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ شجاعت مي خواهد كريستين
براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد كر باشد و زن ” لال ” سروانتس
ازدواج هميشه به عشق پايان داده است ناپلئون
ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است سقراط
ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود ماري آمپر
اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند شاو
من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم آگاتا كريستي
خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد لوئي پاستور
خانه بدون زن ، گورستان است بالزاك
ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد مارك تواين
تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني شارل بودلر
ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي ولتر
قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم لرد لوچستر
انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم خانم پرل باك
ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود رولاند
هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد ولتر
مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد كارول بيكر
ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد
سقراط
مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند
بن بيكر
با ازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش
سينكالويس
شوهر مغز خانه است و زن قلب آن سيريوس
پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد
فرانكلين
ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! تن
ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود بورنز
اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است محمد حجازي
زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند كينهابارد
ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” مي شوند و اگر ” بد ” شد هر دو مي ميرند سعيد نفيسي
عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق  بالزاك
هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند جانسون
با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد سوني اسمارت
تنها علاج عشق ، ازدواج است آرت بوخوالد
تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره آن اظهار نظر كني شارل بودلر
با زني ازدواج كنيد كه اگر مرد بود ، بهترين دوست شما مي شد بردون
ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد سانسكريت


|+| نويسنده :محمد |

سخنان حكيمانه

تاريخ : چهارشنبه نوزدهم آبان 1389 ساعت: 10:25

*کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد . فردوسی

*این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست . فردوسی

*جایگاه پرستش گران کوهستان است . فردوسی

*رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست . فردوسی

*هرگاه به اشتباه خويش پي بردي، بي درنگ گامهايي براي اصلاح آن بردار دالای لاما

*براي زندگي فكر كنيد ولي غصه نخوريد. دیل کارنگی

*گر مي‌بيني كسي به روي تو لبخند نمي‌زند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن. دیل کارنگی

*میان آدمیان چیزی نیست جز دیوار هایی که خود ساخته اند . تولستوی

 

*سخن را چو بسیار آرایش کنند،هدف فراموش میشود. مولانا

 

*زنها اختراعهاي بزرگي نكرده اند، اما مخترعان بزرگ را پرورش داده اند.توماس ادیسون

 

 *انسان هنوز خارق العاده ترین کامپیوتر است . توماس ادیسون

*امید همان قدر برای انسانها اهمیت دارد که بال برای پرندگان .توماس ادیسون

*دوستی را که به عمری فرا چنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند. سعدی

*ياد كن كه چه بوده اي در اصل،و چه خواهي شد بعد از مرگ،و هيچكس را ايذا رنجور مكن،كه كارهاي عالم در معرضِ تغير و زوال است.افلاطون

*از نزدیكی به كسی كه قادر به حفظ اسرار و رموز خود نیست پرهیز نما. افلاطون

*ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگانی نجات می دهد. صادق هدایت

*خدا به تو یک صورت داده است و تو از آن صورت دیگری ساخته ای. ویلیام شکسپیر

*چنانچه هدف از زندگاني خود را ندانيد و نشناسيد، چگونه مي‌توانيد در بازي زندگي برنده باشيد؟ آنتونی رابینز

*بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید. گابریل گارسیا مارکز

*هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی، چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو شود. گابریل گارسیا مارکز

*برای عشق مبارزه کن ولی هرگز گدایی نکن.گابریل گارسیا مارکز

*انسان تنها زمانی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پائین بنگرد که ناگزیر است او را یاری رساند تا روی پای خود بایستد. گابریل گارسیا مارکز

*اراده انسانی در کنار سرنوشت او ایستاده و چرخ تکامل او را اداره میکند.فیثاغورٍث

*گر دوست تو مرتکب خطایی شد ، از دوستی او صرفنظر مکن ،زیرا که انسان در معرض خطاست. فیثاغورث

*اصل حاکم بر زندگی ما انسانها احساس است.فیثاغورث

*موطن آدمی را در هیچ نقشه جغرافیای نشانی نمی توان یافت، موطن آدمی در قلب همه کسانی است که دوستش دارند! ویلیام شکسپیر

*اگر غبطه خوردن به عزت و شرافت گناه است پس من مجرم­ترین روح زمینم.  ویلیام شکسپیر 

 


|+| نويسنده :محمد |

تعریف کتابخانه

تاريخ : یکشنبه نهم آبان 1389 ساعت: 9:53

 
واژه کتابخانه ترکیبی اضافی است از دو کلمة عربی و فارسی کتاب + خانه؛ کتاب واژه ای عربی است به معنای نوشته یا چیزی مکتوب و خانه از ریشة پهلوی ((خان)) به معنای فضا‘ مکان و اتاق است. یونانیها به آن Bibliotheca و رومیها Libri می گفتند که از
واژه Liber به معنای کتاب مشتق شده بود. در انگلیسی قرون وسطی به آن Librarie و در فرانسة قدیم به آن Librairie می گفتند،
این واژه با تغییراتی که کرد در انگلیسی به Library تبدیل شد و در بیشتر زبانهای لاتینی و اروپایی از واژه هایی مثلiotheque,bibliothek و biblioteca برای آن استفاده می شود. در ایران باستان از اصطلاح ((دژنبشت)) یا قلعة کتابها برای رساندن مفهوم کتابخانه استفاده می شد. در حوزة فرهنگ اسلامی و عربی از واژه هایی مثل بیت الحکمه‘ دارالحکمه‘ دارالعلم‘ خزانه الحکم‘ مخزن الکتب‘ دارالکتب و مکتبه استفاده می شود که دو واژة مکتبه و دارالکتب در حال حاضر مصطلح است. برای ارائه تعریفی از کتابخانه باید آن را از نظر فیزیکی و کارکردی مدنظر قرار داد. از نظر فیزیکی می توان تعاریف زیر را برای کتابخانه در نظر گرفت:- کتابخانه مکانی است برای حفظ و نگهداری آثار مکتوب و غیر مکتوب که طی تاریخ تمدن بشر به وجود آمده است.
- کتابخانه مخزنی است برای حفظ مواد و منابع هنری‘ علمی‘ ادبی‘ اجتماعی و غیره که بر روی رسانه های مختلف ثبت و ضبط شده اند.- کتابخانه مکانی است که انواع منابع و مواد در آن به صورت سازماندهی شده حفظ و نگهداری می شود.- کتابخانه مکان فیزیکی است که انواع رسانه های مکتوب‘ دیداری و شنیداری و الکترونیکی در آن نگهداری می شود.
اما از نظر کارکردی و اجتماعی تعاریف زیر را می توان ارائه کرد: کتابخانه نهادی است اجتماعی که سازوکار اصلی ذخیره سازی‘ حفاظت و اشاعه دانش و اطلاعات را فراهم می سازد.- کتابخانه نهادی است زادة جامعه که در طول تاریخ تمدن در خدمت حفظ و نشر دانش بوده است.- کتابخانه نهادی اجتماعی است که روح تمدن بشری را حفظ و نگهداری کرده است.- کتابخانه نهادی است که کارکردهای اصلی حرفة کتابداری یعنی جمع آوری‘ سازماندهی‘ اشاعه و مدیریت منابع اطلاعاتی در آن انجام می شود.- کتابخانه پلی است میان دانش مضبوط بشری بین نسلهای گذشته‘ حال و آینده. با تلفیق این تعاریف می توان کتابخانه را اینگونه تعریف کرد: کتابخانه نهادی اجتماعی است که با ذخیره سازی‘ حفاظت و اشاعة پیشینه های مکتوب‘ دیداری و شنیداری و الکترونیکی با استفاده از خدمات کارکنان آموزش دیده در خدمت تعلیم و تربیت و توسعه سیاسی‘ اقتصادی‘ اجتماعی‘ علمی و فرهنگی است.

|+| نويسنده :محمد |

مکرمه قنبری

تاريخ : جمعه یازدهم تیر 1389 ساعت: 12:44

مکرمه قنبری

 
 






 






 
دانشگاه كلمبيا نقش‌‌هاي بومي مازندران و مكرمه قنبري را بررسي مي‌كند



 
دانشگاه كلمبيا درنظر دارد در يك طرح پژوهشي آثار مكرمه قنبري را با نقش‌هاي بومي مازندران بررسي كند.فرزند اين بانوي نقاشي نيز در تلاش است تا همين برنامه را در ايران هم اجرا كند.
خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ نقش‌هاي بومي مازندران در مقايسه با نقاشي‌هاي مكرمه قنبري در دانشگاه كلمبيا مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
"علي بلبلي"، مدرس دانشگاه و فرزند قنبري در مورد اين برنامه به ميراث‌خبر گفت:«بعد از نمايشگاهي كه از آثار مادر در اين دانشگاه برگزار شد و مورد استقبال قرار گرفت، مسئولان دانشگاه پيشنهاد برگزاري نشستي را با عنوان "مقايسه نقش‌هاي بومي مازندران و مكرمه قنبري" ارئه كردند. به همين دليل اكنون مشغول عكاسي و گرفتن اسلايد از نمونه نقاشي‌هاي مادر و نقش‌هاي مازندران هستيم.»
وي همچنين گفت كه اين نشست به صورت سمپوزيوم و كارگاه‌هايي با حضور دانشجويان برگزار مي‌شود.
بلبلي در ادامه از تلاش براي برگزاري همين برنامه در ايران خبر داد:«تصميم دارم در صورت موافقت فرهنگستان هنر يك برنامه پژوهشي در اين زمينه نيز در داخل كشور برگزار كنم.»
فرزند قنبري كه پيشتر، از برگزاري نمايشگاه در لس‌انجلس و واشنگتن نيز خبر داده بود، از تعويق اين دو نمايشگاه ياد كرد:«از آنجا كه نتوانستم در نمايشگاه دانشگاه كلمبيا، حضور داشته باشم، هماهنگي نمايشگاه در دو شهر لس‌انجلس و واشنگتن نيز مقدور نشد. به همين دليل زمان نمايشگاه را عقب انداختيم تا هنگاميكه نشست پژوهشي در دانشگاه كلمبيا برگزار مي‌شودْ، مقدمات نمايشگاه را فراهم كنيم.»
مکرمه قنبري سال 1307 در روستاي دريکنده استان مازندران به دنيا آمد.
جوشش دروني او براي خلق تصاوير از همان زمان کودکي، به صورت بازي با گل و خاک خود را آشکار مي‌ساخت اما او تا سن 67 سالگي براي بيان احساسات خود از طريق نقاشي فعاليتي نکرد. ميل هنري او از طريق ديگر کارهاي هنري به ويژه آرايش عروس‌هاي دهکده بروز مي‌يافت.رو آوردن مکرمه به نقاشي از بيماري گاو مورد علاقه‌اش آغاز شد.
 او گاو محبوبي داشت که براي چراندن آن مجبور بود روزانه مسافت طولاني‌اي را بپيمايد. پس از چندي مکرمه بيمار شد و فرزندانش که نگران سلامتي مادر بودند بدون اطلاع قبلي او حيوان را فروختند.
پس از آن زمان مکرمه بسيار غمگين شد و براي غلبه بر احساساتش به نقاشي پناه برد. او که حتي قادر به خواندن و نوشتن نبود، بدون هيچ گونه آموزش رسمي دست به نقاشي زد.
اولين کارش را که پرتره‌اي از يک گاو بود، با گل و خاک روي سنگ نقاشي کرد. سپس تمام ديوارهاي خانه، درها، کدوهاي حلوايي و هر آنچه را مي‌توانست به عنوان بوم نقاشي عمل کند، انباشته از طرح و رنگ کرد تا اينکه يکي از پسرانش در يکي از سفرهاي ماهانه براي ملاقات مادر، از تهران برايش رنگ و کاغذ خريد.
اکنون تمام خانه‌اش مملو از نقاشي‌هايي است که هر کدام راوي داستان تلخ و شيرين زندگي او به ويژه ماجراي ازدواجش به شمار مي آيند. مکرمه هميشه به اينکه که چرا او را مجبور کردند در سن پايين همسر چهارم مردي ميانسال شود، اعتراض مي‌کرد.
نخستين نمايشگاه مکرمه در سال 1374 در گالري سيحون بر پا شد و پس از آن هر ساله نمايشگاه‌هايي را در همان گالري برگزار ‌کرد. هم چنين در سال 1384 نمايشگاهي از آثارش در لس انجلس بر پا شد. قنبري در سال 2001 ميلادي براي برپايي نمايشگاهي از آثارش به سوئد رفت و همان سال به عنوان زن سال سوئد برگزيده شد.
کارشناسان هنري اروپا آثار قنبري را با نقاشي‌هاي شاگال مقايسه مي‌کنند.
مکرمه قنبري دوم آبان 1384 از دنيا رفت.

|+| نويسنده :محمد |

بحتری

تاريخ : شنبه پنجم تیر 1389 ساعت: 13:22

بُحْتُری ، ابوعباده ولیدبن عُبَیْد (اللّه )، شاعر و مؤلف منتخباتِ شعر عرب (206ـ284). در مَنْبِجْ و در خانواده ای از بحتر، شاخه ای از قبیلة طَیّ، به دنیا آمد (برخی زادگاه او را روستایی مجاور منبج به نام خُرْدُفنه می دانند). بحتری هرگز پیوند خود را با زادگاهش نگسست ، بلکه با ثروت سرشاری که طی سالیان دراز از راه شاعری دربار فراهم آورده بود املاک فراوانی در آن شهر خرید و با استفاده از اصل و نسب خود مناسبات پرمنفعتی نیز با اولیای امور برقرار کرد.

نخستین آثار شعریش را (223ـ226) وقف ستایش قبیلة خود کرد و آنگاه به جستجوی ممدوحی برخاست تا سرانجام با ابوسعید یوسف بن محمد مشهور به ثَغْری * ، از فرماندهان قبیلة طی ، آشنا شد و در خانة او با ابوتمّام * شاعر، که او نیز ادّعای طایی بودن داشت ، دیدار کرد. ابوتمّام مجذوب استعداد بحتری جوان شد و ظاهراً او را به عنوان مدیحه سرا به بزرگان مَعَرَّةُ النُعمان معرفی کرد و آنان به قولی 000 ، 4 درهم مقرری برای او تعیین کردند، اما از سروده های او در این دوره نشانی نمانده است . به هرحال ، دیری نپایید که بحتری به ابوتمّام پیوست و در سلک مقرّبان ممدوح او، مالک بن طوق والی جزیره ، درآمد و در ملازمت ابوتمّام به بغداد رفت و در آنجا به حلقه های درس علمای مشهور (بویژه ابن اعرابی ) پیوست و به یادگیری شیوة رفتار و زندگی در پایتخت همت گماشت و به امید راهیابی در دربار خلیفه ، به مدح بزرگان پرداخت . اما نزد ابن زیّات توفیق چندانی حاصل نکرد و ناچار به خانواده ای از قبیلة خویش به نام بنوحُمَیْد، که برخی از اعضای آن در بغداد جاه و منزلت داشتند، پیوست و قصایدی چند به نام ابونَهْشَل ، بزرگ این خانواده ، سرود و در 230، همزمان با ابوتمّام ، عراق را ترک کرد تا بار دیگر به ثغری ، که در آن زمان در موصل بود، بپیوندد. از قراین پیداست که بحتری ، برخلاف انتظار، با آنکه نخستین تشویقها و راهنماییها و بخشی از آموخته های خود را در شاعری مدیون ابوتمّام بود، از مرگ او(231) اندوهگین نشده است . این نخستین نمونة ناسپاسی و فرصت طلبی او بود و در ادوار بعدی نمونه های فراوان دیگری از او دیده شد. پس از به خلافت رسیدن متوکل ، بحتری به بغداد بازگشت و با مساعی ابن مُنجَّم ، توجّه فتح بن خاقان را به خود جلب کرد، و فتح ، احتمالاً در 234، او را به خدمت خلیفه برد و روزگار پرجلال بحتری در مقام شاعر دربار از همین زمان آغاز شد. بحتری ، علی رغم حسادتهای چاره ناپذیری که یک چند موجب سردی مناسباتش با فتح بن خاقان شد، تقریباً همیشه از حمایت او بهره مند بود؛ حماسة خود را به نام او ساخت و در مدحش اشعاری سرود. او بسیاری دیگر از بزرگان مملکت را نیز مدح کرد، اما بیشتر سروده های خود را به خلیفه اختصاص داد. با او مناسباتی نزدیک داشت و مورد اعتمادش بود و از سیاست حکومت ، حتی آنگاه که با گرایش شیعی او سازگار نبود، حمایت می کرد و آشکارا به تبلیغ فضایل و حقوق عباسیان می پرداخت . اشعار این دورة او، به رویدادهای سیاسی ، مانند شورش دمشق (236)، طغیان ارمنستان (237)، قیام حِمْص (240)، اقامت خلیفه در دمشق (244)، و ایجاد بنای متوکلیّه (245ـ246)، اشارات بسیار دارد.

تا این زمان تشبیبهای قصاید بحتری به نام هند، بانوی خیالی شعر عرب ، بود اما از این به بعد چهرة بانویی واقعی در اشعارش جلوه کرد که عَلْوَة بنت زُرَیقه نام داشت و در حلب می زیست و در حومة آن در بِطْیاسْ خانه ای ییلاقی داشت و احتمالاً بحتری در سفرهایش به سوریه به دیدار او می رفت ، زیرا اقامتش در عراق هرگز استمرار نمی یافت و امکان آن هست که بحتری این بانو را سخت دوست می داشته هر چند که او را در شعری نه چندان شایسته مسخره کرده است .

بحتری ، به طوری که مسعودی از قول خودِ او نقل کرده ، پس از اتهام به معاونت در قتل متوکل و فتح (247)، مصلحت چنان دید که در مَنْبِج عزلت گزیند، اما دیری نپایید که بار دیگر با مدیحه ای که برای مُنْتَصِر سروده بود به بغداد بازگشت ؛ سپس مدایحش را به احمدبن خَصیبِ وزیر تقدیم کرد، اما چندی بعد مستعین را بر ضدّ او برانگیخت . بحتری در روزگار مُعْتَزّ، بار دیگر به شهرت رسید و در مدح او قصاید بسیار سرود که در آنها بازتاب شورشهایی که ایالات سرزمین اسلامی را به خون کشیده بود دیده می شود؛ با این همه بحتری ، چنانکه گویی اتفاقی نیفتاده است ، به استقبال مُهْتَدی شتافت و برای خوشایند او چندی به جامة شاعر زهد و پرهیز درآمد. شهرت او در روزگار معتمد، که سیاستهای مالیش موجب نگرانی بحتری شده بود، رو به افول نهاد و آخرین شعری که در مدح خلیفه ای سرود، در ستایش معتضد (279) بود. پس ازآن عراق را ترک کرد و باردیگر شاعر دربار خُمارَوَیْه بن طولون شد و عاقبت به زادگاهش بازگشت و پس از یک بیماری طولانی ، در همانجا درگذشت .

بحتری در آغاز تقریباً پیوسته به سرودن شعرهایی در ستایش خویشتن یا در وصف سیر و سفرش در بادیه می پرداخت (نمونة بارز آن شعر مشهور شغال اوست ، ج 2، ص 110)، اما با ورود به دربار، مدیحه مایة اصلی اشعارش شد. در این سبک ، قالب سه پارة قصیده را، جز احتمالاً در اواخر عمرش ، بدقت رعایت می کرد، و از ممدوحان گوناگون خود تصویری متعارف عرضه می داشت . با این همه مدایح اواز رهگذر وصفهای درخشانش (بویژه وصف کاخها) شکوهی دیگرمی یابد. دراین وصفها در پرتو ذوق ظریفش در صورت پردازی شاعرانه و ترسیم زیبای جزئیات ، یکتا و بی رقیب است . فقط دراواخر زندگی ، شعری کامل را به وصف ایوان کسری اختصاص داد ( رجوع کنید به مغربی ، ص 77 ـ 88، 241ـ252، 427ـ436، 577 ـ 585). با اینکه مضامین شعر بحتری اغلب از اصالت و تازگی بی بهره اند. سبک او با واژگان ساده و ابیات آهنگین و پرطنین دارای اعتبار والایی است و این امر بحتری را، نسبت به دیگر شاعران دربار که در آغاز از رقابت با آنان ناگزیر بود، در جایگاهی برتر قرار می دهد. در رثا نیز بردیگران پیشی گرفت ، اما درهجا چندان جلوه ای نکرد؛ وانگهی هجا در نظر او فرع بر مدیح بود و هجاهای او بیشتر خطاب به حامیانی بود که ناامیدش کرده بودند. بنا به روایتی افسانه ای ، بحتری در بستر مرگ از فرزندش خواست تا همة هجاهای او را نابود کند. در دیوان او، اشعاری که به مناسبتهایی سروده شده باشد اندک است و مضامین عاشقانه را نیز تنها در آغاز قصایدش می توان یافت ؛ و اگر گاهی به وصف غِلمان پرداخته در واقع از رسم زمان پیروی کرده است .

منتقدان غربی ، که بر روی هم چندان علاقه ای به شعر بحتری نشان نداده اند، او را در زمرة شاعران مُوَلّد (= نوخاسته ) جای می دهند و این عنوان کاملاً برازندة اوست . اما ناقدان شرقی بحتری را، مانند ابوتمّام و متنبّی ، یکی از مهمترین شاعران عصر عباسی شمرده اند؛ و از آن پس مقایسة بحتری و استادش ابوتمّام ، که در زمان حیات بحتری منشأ اختلاف بود، یکی از شیرینترین موضوعات پژوهش شده است . به عقیدة خودِ بحتری ، بهترین آثارش از بهترین آثار ابوتمّام فروتر، ولی سست ترین اشعارش از بدترین اشعار ابوتمّام برتر است . این موضوع در دو کتاب به نامهای اخبار ابی تمّام ، نوشتة الصولی (قاهره 1356)، و الموازنه بین ابی تمّام و البحتری ، نوشتة آمِدی (قاهره 1363)، طرح و شرح شده است و از این دو اثر، اولی بیشتر جانب ابوتمّام و دومی بیشتر جانب بحتری را می گیرد.

بحتری با بیشتر همگنانش در کسب پول و دریوزگی برابر بود در این کار از دستیازی به هیچ وسیله ای خودداری نمی کرد؛ همین حرص مال اندوزی او را به تقیّه و ریاکاری وا می داشت . در نتیجه او از سیاست خلیفه ای که ممدوحش بود، برده وار پیروی می کرد.

توفیق بحتری در مقام شاعر دربار، موجب دشمنی رقیبانش شد (گر چه ظاهراً با دِعْبِل خُزاعی * ، شاعر شیعی ، مناسباتش همواره خوب بود) و همین توفیق سبب شد تا او با شخصیتهای برجستة مملکتی ، از وزیران و فرماندهان و والیان و درباریان تا منشیان و عالمان ، همنشین شود و همین امر به او کمک کرد تا به بسیاری از امور سیاسی آگاهی یابد. این آگاهی در دیوان او انعکاس فراوان یافته و همین امر سبب شده است تا دیوان او، افزون بر ارزش ادبی ، سندی گرانبها به شمار آید ( رجوع کنید به کانار ، ج 1، ص 397ـ403). این دیوان ، در حقیقت به منزلة ذیلی سودمند بر کتب تاریخی آن زمان و شامل جزئیاتی است از قبیل اسم کامل شخصیتها، شرح بناها و ذکر وقایعی که مورّخان ظاهراً نادیده گرفته اند.

دیوان بحتری بارها به چاپ رسیده (استانبول 1299/1882، بیروت و قاهره 1329/1911) اما این چاپها نسبتاً مغلوط و ناقص اند؛ ازینرو چاپ تازه ای از آن ، براساس نسخه های خطی گوناگون (خاصه نسخة کتابخانة ملی پاریس )، بسیار بجا خواهد بود. شرح ابوالعلاء معرّی بر دیوان او، به نام عبث الولید ، در 1355/1936 در دمشق به چاپ رسیده است . از حماسة بحتری تنها یک نسخة خطی (دانشگاه لیدن ) پیدا شده و این خود دلیل عدم توفیق این مجموعه است که در آن اشعار براساس مضامین ـ نه مانند مجموعة ابوتمّام براساس نوع ادبی ـ تنظیم شده است . از این اثر نیز سه چاپ مختلف در دست است (لیدن 1327/1909، بیروت 1328/1910، قاهره 1347/1929). سومین اثر منسوب به بحتری ، معانی الشعر (الشعراء) ، از میان رفته است .

منابع : ] ابن رشیق ، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه و نقده ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت 1401/1981 [ ، جاهای متعدد؛ ابن مُعتز، طبقات الشعراء ، لندن 1939، ص 186ـ187؛ ابن ندیم ، الفهرست ، قاهره ، ص 235؛ احمدبن عبداللّه ابوالعلاء معرّی ، رسالة الغفران ، چاپ محمد عزّت نصراللّه ، بیروت ] تاریخ مقدمه 1968 [ ، جاهای متعدد؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، بیروت ] بی تا. [ ، ج 21، ص 36ـ53؛ ولیدبن عبید بحتری ، دیوان البُحتُری ؛ ابراهیم بن علی حصری ، زهرالا´داب و ثمرالالباب ، چاپ علی محمد بجاوی ، قاهره 1372/1953، فهرست ؛ عبدالسلام رُستُم ، طیف الولید، او، حیاة البحتری ، قاهره 1947؛ سیّدالعَقل ، عبقریّة البحتری ، بیروت 1953؛ م . صبری ، ابوعُبادة البحتری ، قاهره 1946؛ طه حسین ، من حدیث الشعر و النثر ، قاهره ? 1932، ص 113ـ133؛ جرجی کنعان ، البحتری ، حماة ] بی تا. [ ؛ علی بن حسین مسعودی ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی ، پاریس 1861ـ1877، فهرست ؛ عبدالقادر مغربی ، در مجلة مجمع العلمی العربی (1956)؛ یاقوت حموی ، معجم الادباء ، بیروت ] بی تا. [ ، ج 19، ص 248ـ 258؛

بحتری و ایوان مدائن

ایوان مدائن

همه ما با  سروده زیبای"ایوان مدائن" خاقانی شروانی آشنا هستیم ولی شاید کمتر قصیده زیبای ((بحتری)) شاعر پرآوازه عرب را شنیده باشیم.بحتری در قرن سوم هجری از ایوان مدائن دیدن کرد و سوز درون خود را به صورت قصیده ای زیبا بروز داد.زیبایی و ارزش این سروده زمانی دو چندان می شود که سیاستهای ضد ایرانی خلفای اموی و عباسی را در نظر بیاوریم و آنگاه است که به روان بحتری درود می فرستیم.این قصیده پنجاه و شش بیتی را دکتر مهدوی دامغانی به فارسی برگردانده اند که قسمتهایی از آن را می نویسم:

 

-غمها خانه و کاشانه مرا در بر گرفت پس شترم را به سوی کاخ سفید کسری در مدائن راندم.

 

-تا در آنجا از غم خویش تسلی بیابم و از مشاهده آن کاخ ویرانه و درهم ریخته خاندان ساسانی غم خویش را به باد فراموشی دهم و بر آن فر و شکوه از دست رفته دلسوزی کنم.

 

-مصیبتهای پی در پی مرا به یاد خاندان ساسانی انداخت.همانا مصیبتها چیزهایی به یاد می آورند و چیزی دیگر را از یاد می برند.

 

-آنها را به یاد می آورم و گویی می بینم که راحت و آرام در سایه ایوان و کاخ بلندی که رفعت آن چشم بینندگان را خسته میکند آرمیده اند.

 

-زمانه آن کاخ ها و منزلگاهها را از طراوت و تازگی انداخته و آنها را چون جامه های ژنده و تار و پود پوسیده ای ساخته است.

 

-چون منظره محاصره انطاکیه را توسط ایرانیان بنگری به لرزه درخواهی آمد زیرا که رومیان را مورد حمله و در محاصره ایرانیان می بینی.

 

-در آن معرکه هولناک که شبح مرگ خودنمایی می کند انوشروان در سایه درفش کاویان لشکر خویش را پیش می راند.

 

-انوشروان در جامه سبز بر سمندی خرامان سوار است و چنان گمان شود که جامه اش با رنگ ورس(نام درختی که چیزها را با آن رنگ میکنند) رنگ شده است.

 

-نبرد دلیران در مقابل انوشروان به احترام او مقرون به آرامی و سکوت و آهستگی است.

 

-برخی ازین دلاوران با ناوک نیزه به هماورد خویش می تازند تا خود را از حمله او رهایی دهند و برخی دیگر از ترس زوبین در پناه سپر خزیده اند.

 

-صورتگر ماهر چنان با چیره دستی صورتگری کرده است که چشم آن پیکره ها را مردمی به راستی زنده می بینم که به زبان بیزبانی با یکدیگر سخن می گویند.

 

-اندیشه آنکه پیکره ها مردمی زنده و جاندارند چنان در من بالا گرفته که دستهایم با لمس کردن آنها نشانه های زندگی را در ایشان می جوید.

 

-گوئی که ایوان مدائن با چندان هنر شگفت آوری که سازنده آن بکار برده چون شکافی پهناور است که در میان کوهی بلند و استوار پدید آمده باشد.

 

-چشم در بامداد روشن و شام تاریک ایوان را با گرد اندوهی که بر پیشانیش نشسته چنان می بیند که پندارد.

 

-ایوان چون کسی است که به جبر و ستم از دوستان یکدل خود جدا مانده یا مانند کسی است که به ناخواه و ناروا وی را به طلاق نو عروس زیبای خود واداشته اند.

 

-اما آن کاخ و ایوان شکسته همچنان در زیر سنگینی پنجه ویرانی زمانه که بر او افتاده و او را میفشارد از خود دلیری و خویشتن داری نشان می دهد.

 

-از اینکه فرش های دیبا و پرده های پرنیانش را ربوده و برده اند بر دامنش گردی ننشسته است.

 

-کاخ چنان والا و سرفراز است که کنگره های او از سر کوههای "رضوی" و "قدس" گذشته و بالاتر رفته است.

 

-از آن کنگره ها که جامه سپیدی از گچ و آهک پوشیده اند چیزی جز توده های کوچک پنبه مانند به چشم نمی رسد.

 

-کسی نمی داند که آیا این کاخ سر به آسمان کشیده را آدمیزادگان  برای پریانی که اکنون در آن ساکنند ساخته یا پریان برای آدمیزادگان پرداخته اند؟

 

-جز آنکه می بینم ایوان خود گواهی می دهد که سازنده و پی افکننده آن از پادشاهان ناتوان و دون همت نبوده است.

 

-چون به آخرین حد احساس خود رسم،در این ایوان خالی گوئی آزادمردان ایرانی را می بینم که بر مراتب و جایگاههای خویش قرار گرفته اند.

 

-و چنان می بینم که ایلچیان و دیگر مردانی که از راه دور آمده و به درگاه کسری بار یافته اند در پرتو خورشید نیمروزی گروهی در پشت انبوه مردم از زیاد ایستادن و نشستن ناتوان گردیده اند.

 

-و گویا کنیزکان خوش آواز در وسط شاه نشینهای کاخ در میان بانوان حرم که لبهایشان از فرط سرخی سیاه به نظر می رسید به خنیاگری برخاسته و به نغمه خوانی پرداخته اند.

 

-اینها همه را چنان آشکار می بینم که گویا همین پریروز ایشان را ملاقات کرده و با آنها بوده ام و دیروز از ایشان جدا گشته ام.

 

- ایرانیان در میدان بزرگی و هنر از همه پیش افتاده اند،چنانکه اگر کسی بخواهد بدانان برسد مانند آن چنان کسی است که برای رسیدن به فاصله ای در بامداد پنجمین روز حرکت آن قافله به دنبالش بیافتد.

 

-این کاخ ها و شاه نشینها که اکنون از ساکنین والا مقام خویش خالی مانده است روزگاری با سرور و شادمانی آبادان می بود ولی اینک باعث سوک و اندوه و مایه پند و اندرز گردیده است.

 

- جای آنست که این کاخ ویران را که بر ذمه من حقی ثابت دارد با اشک خویش یاری دهم و اشکهایی را که تا کنون نگهداشته و حبس کرده بودم از سر شوق و عشق بر پای او بفشانم.

 

- آری.......از من همین بر آید و بس...........چرا که از نظر نزدیکی و خویشاوندی این خانه،خانه من نیست و نژاد بانیان و ساکنان آن نیز جز نژاد من است.

 

- اما نه .......ایرانیان بر ما تازیان حق نعمت و سابقه منت بزرگی دارند و با سخاوت و بزرگواری و جوانمردی و دلاوری خود به نیکوترین صورتی درخت دوستی را در سرزمین دل ما نشانده اند.

 

-آنان کشور ما را کمک کردند و به پایمردی دلیران خفتان پوش نبرده و کار آزموده خود پادشاهی ما را نیرومند ساختند.

 

-و ما را در برابر لشکریان و "ارباط" حبشی یاری کردند و با نیزه و ژوبین خویش سینه و گلوگاه آنان را به سختی کوبیدند.

 

-و از اینها همه گذشته اساسا من خود را چنین می بینم که از دل و جان شیفته و دلداده همه بزرگواران آزاده ام از هر نژاد و تباری که باشند.

http://immortals.blogfa.com/post-3.aspx

|+| نويسنده :محمد |

مصطلحات طبية

تاريخ : سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 ساعت: 20:42


هذي بعض المصطلحات الطبية الي جمعتها.. و اتمنى تفيدكم...


عرق النسا

الم في العصب الوركي، يشعر به المصاب خلف فخذه عادة سببه فتق في القرص الغضروفي بين اثنتين من الفقرات.

البري بري

مرض كثير الانتشار بين سكان الشرق الاقصى وبعض سكان الشرق الاوسط، الذين يعتمدون على الرز المقشور في غذائهم بشكل شبه كامل، ومن اهم اعراضه: الصداع والوهن وبرودة الاطراف والارق واوجاع العضلات وفقدان الشهية وخسارة الوزن والتهاب الاعصاب.. الخ.

الرخد rickets:

مرض يصيب الاطفال ويتميز بنقص تكلس العظام وغضاريف النمو مما يؤدي الى التشوه في القفص الصدري والجمجمة والعظام الطويلة.

Basophils

هى أحد كريات الدم البيضاء التى تتميز بنواة تحتوى على حبيبات وعدد هذه الكريات يزداد فى حالات الأمراض المتعلقة بنخاع العظام وتنقص فى حالات الحساسية

Beriberi

هو مرض خاص بأعصاب اليد والقدم ناتج عن نقص الثيامين أو فيتامين ب1 وهذا الفيتامين ضرورى لصحة القلب والجهاز العصبى

Bile

هو سائل أصفر مخضر، مر، يفرزه الكبد
.
Blood الدم

هو ذلك السائل الأحمر الذى يضخه القلب عبر الشرايين والأوردة والشعيرات الدموية إلى الجسم وهو مكون من بلازما وكرات دم بيضاء وأخرى حمراء وصفائح دموية

Bolus بلعة

البلعة هى كتلة الطعام الممضوغ والممزوج باللعاب والذى يمر عبر المريء إلى المعدة

Botulism التسمم الوشيقى

هو حالة تسمم الطعام بالبكتريا ناتجا عن سوء فى التعليب أو التسخين أو أى مرحلة أخرى من مراحل إعداد الطعام

Bowel أمعاء

يشير لفظ أمعاء إلى المعدة وباقى الأحشاء


Bursa كيس زلالى

هو كيس زلالى أو جراب حول المفاصل وبعض الأربطة وهذا الكيس هو المسئول عن إفراز بعض السوائل التى تسهل حركة هذه الأربطة.

Bursitis التهاب الكيس الزلالى

عملية التهاب الكيس الزلالى الخاص بالمفاصل تحدث فى الغالب بسبب الضغوط الكبيرة الواقعة على المفاصل


Abduction الابعاد

هو حركة الذراع أو القدم بعيدا عن الجسم



Abortion الاجهاض

هي عملية طرد الجنين من الرحم ونتيجة لذلك سيموت الجنين ويتم عمل الاجهاض إذا كانت الحامل ضعيفة الجسد لدرجة أن استمرار الحمل سيؤدى إلى موت الحامل


Acidosis الحموضة

هى حالة من حالات الدم والتى يكون بها نسبة البكربونات فى الدم أقل من المعتاد ويمكن أن تنتج هذه الحالة نتيجة لزيادة نسبة الهيدروجين فى الجسم أو لفقد الكثير من القواعد

ACTH الهرمون الكظرى

هو أحد الهرمونات التى يفرزها الفص الأمامى من الغدة النخامية والذى يحفز عملية النمو والتطور الخاصة بالغدة الكظرية وتحفيزها لإفراز هرمون الغدة الكظرية والتى تساعد فى تقليل خطر الانفعالات


Adduction التقريب

حركة الساعد أو القدم ناحية الجسم

AIDS الايدز

هو مرض نقص المناعة فى الجسم والفيروس المسبب لهذا المرض هو اتش آى فى وهو مميت بنسبة 90% للأشخاص الحاملين للمرض لمدة أكثر من عامين

Air الهواء

هو مزيج من الغازات الموجودة فى الغلاف الجوى والهواء يتكون من 80% نيتروجين وكمية من الأكسجين وثانى أكسيد الكربون وغازات أخرى

Alkalosis القلوية

هو عملية أضطراب السوائل فى الجسم ومن ثم يرتفع الرقم الهيدروجينى أكبر من 7.44 وعلاج هذا الأضطراب يتم بإعادة نسبة السوائل فى الجسم كما كانت

Ambylopia الغمش

الغمش هو حالة مزمنة للعين تبدو فيها الرؤية غير سليمة أو واضحة

Ammonia أمونيا

الأمونيا هى مركب يحتوى على عنصرى النيتروجين والهيدروجين

Androgen أندروجين

الاندروجينات هى أى هرمونات شحمية تفرزها الغدى الكلوية والتى تحفز عملية نمو الصفات الجنسية الثانوية للذكر وهى تفرز بكميات صغيرة فى كل من الذكر والأنثى

Anemia أنيميا

حالة نقص عدد كريات الدم الحمراء ، وتنتج الأنيميا من أسباب وراثية أو بسبب الغذاء أو نتيجة لفقد كمية كبيرة من الدم أثناء الدورة الشهرية وأهم الأعراض الأولية للأنيميا هو الاحساس بالارهاق

Aneuresm ورم وعائى

هو بروز يحدث فى الأوعية الدموية يحث فى الغالب نتيجة لتصلب الشرايين وارتفاع ضغط الدم، ويمكن حدوثها نتيجة لانسداد فى الأوعية الدموية والتى تؤدى بالتالى لسكتة قلبية

Anorexia فقد الشهية

هو عملية فقد الشهية للطعام ومن ثم يكون الشخص غير قادر على الاكل


Aqueous رطوبة

يشير هذا المصطلح إلى الماء أو محلول مائى

Arteriosclerosis تصلب الشرايين

هو زيادة سمك جدار الشرايين وفقد ليونتها وتصلب جدارها ومن ثم نقص فى توزيع الدم وخاصة للأقدام والمخ

Artery شريان

هو أحد الأوردة الدموية والتى تحمل الدم المؤكسد من القلب إلى باقى أجزاء الجسم ماعدا الشريان الرئوى والذى يحمل دم غير مؤكسد

Arthritis التهاب المفاصل

هو حالة التهاب وتضخم العظام المكونة للمفاصل وينتج عنها ألم مع عدم القدرة على ثنى المفصل

Asthma الربو

الربو هو حالة تنفس تتميز بقلة الهواء الداخل إلى الرئتيين مسببا عسر التنفس ومما يزيد الحالة سوءا نزلات البرد والحساسة وبعض الأطعمة

Astigmatism الاستجماتزم

هى حالة عدم استواء تقوس عدسة العين مما ينتج عنها تجمع أشعة الضوء المكونة للصورة فى أماكن وبؤر مختلفة على شبكية العين

Atibiotic مضاد حيوى

المضاد الحيوى يصنع عن طريق عمل مزارع من الكائنات الدقيقة والتى لها القدرة على قتل أو منع نمو كائنات أخرى


ATP

أدينوسين ثلاثى الفوسفات هو مركب كيميائى يساعد على حياة الكائنات حيث يقوم بتحويل الجليكوجين

Basophils

هى أحد كريات الدم البيضاء التى تتميز بنواة تحتوى على حبيبات وعدد هذه الكريات يزداد فى حالات الأمراض المتعلقة بنخاع العظام وتنقص فى حالات الحساسية

Blood الدم

هو ذلك السائل الأحمر الذى يضخه القلب عبر الشرايين والأوردة والشعيرات الدموية إلى الجسم وهو مكون من بالزما وكرات دم بيضاء وأخرى حمراء وصفائح دموية


Cancer سرطان

يشير لفظ سرطان إلى مجموعة من الخلايا التى تنمو بدون تحكم لعملية النمو والخلايا السرطانية فى الغالب تدمر الخلايا السليمة

Carcinoma سرطان غدى

هو سرطان يحث فى الخلايا الطلائية والتى تغلف السطح الخارجى والداخلى للجسم

Caries تسوس

عملية تكسير العظام أو الأسنان إلى قطع صغيرة

Cartilage غضروف

الغضروف هو نسيج ضام كثيف وطرى وهو الذى يربط بين الكثير من عظام الجسم

Cataract الماء الأزرق

عتامة توجد على عدسة العين أو على غلاف العدسة ومن اسباب المياة الزرقاء الدم والالتصاق والاشعاع وكثير من الأسباب الأخرى وبعض هذه الحالات يمكن شفائها بالعمليات الجراحية

Chickenpox جدرى الماء

هو مرض فيروسى معدى، من أعراضة وجود بقع على الجلد وحكة وضعف عام ورغبة فى القئ وحمى وطفح جلدى

Cholera كوليرا

الكوليرا من أشهر الأمراض المعدية التى تسببها البكتريا ودائما تبدأ أعراض الاصابه بها باسهال وإذا لم تعالج ستؤدى إلى الوفاة

Cholesterol الكوليستيرول

الكوليستيرول مادة دهنية توجد فى دهون الحيوانات والزيوت ومح البيض وجسم الانسان، وهو ضرورى لتخليق فيتامين د على سصح الجلد ومطلوب لتخليق بعض الهرمونات مثل الهرمونات الجنسية

Chromosome الصبغيات

هى مركبات عصوية الشكل توجد فى نواة كل خلية وهى التى تحمل الجينات الخاصة بحمل المعلومات الوراثية

Chyme كيموس

هو مادة شبه سائلة وسميكة وصمغية القوام ناتجة من هضم الغذاء فى المعدة


Cilia أهداب

الأهداب هى شعيرات وهى تشبه الرموش توجد فى قناة فالوب وفى الطبقة المخاطية للأنف وهى تعمل كمصفاة أو لدفع المواد فى حركة موجية


Cirrhosis تليف الكبد

هى عمليه تغليف الكبد بطبقة من نسيج شعرى وهذا يؤدى إلى تحطيم النسيج الكبدى ومن ثم يصبح الكبد ملئ بالدهون وينتج فى الغالب من كثرة تعاطى الكحوليات ويمكن أن يحث بسبب سوء التغذية والتهاب الكبد

Collagen كولاجين

الكولاجين عبارة عن حزمة من الشعيرات مكونة من البروتين والتى تكون نسيج ضام وهو يدخل فى تكوين الغضاريف والأربطة

Compound Fracture

عملية كسر العظام والتى ينتج عنها بروز العظم ناحية الجلد


Condyle لقمى

هو جزء يقع فى نهاية العظام مدور الشكل وتمسك به العضلات الخاصة بربط العظام مع بعضها البعض


Constipation الامساك

الامساك هو صعوبة التخلص من الفضلات التى توجد بداخل الأمعاء وهى تنتج فى الغالب من الأغذية القليلة

Coronary Bypass

هى نوع من عمليات القلب المفتوح ويتم فيها تغيير أحد الشرايين المسدودة بآخر مغذى لعضلات القلب وهى تساعد فى التخلص من الذبحة الصدرية

Cortisone الكورتيزون

هو هورمون شحمى يصنع فى الكبد وهى يستخدم فى علاج بعض الأمراض

Costal ضلعى

مصطلح ضلعى يشير إلى الضلوع


Creatinine الكرياتينين

هو مادة مصنعة من الكريتين وهذا الأخير من أهم المركبات النيتروجينية فى الجسم ومادة الكرياتينين توجد فى البول ونسيج العضلات


Cystic Fibrois

هو عيب وراثى ينتج عنه اضطراب فى الغدد القنوية وهو يتميز بافراز سائل مخاطى لزج وبكمية كبيرة من الغدد



Diabetes مرض السكر

مرض السكر يؤثر على نسبة السكر فى الجسم وهو ينتج عن فشل البنكرياس فى إفراز كمية مناسبة من الانسولين

Dialysis إنفاذ

هى عملية تصفية الدم لإزالة المواد الصلبة من الدم مثل السميات والأدوية وهذه العملية تستخدم دائما فى حالات الفشل الكلوى وتتم هذه العملية عن طريق الكليتين فى الشخص السليم


Diarrhea الاسهال

الاسهال هو خروج البرازفى صورة سائلة وهو من أعراض الاصابة بالإنفلونزاويمكن أن تنتج نتيجة تناول الأطعمة المتبلة ، وإذا لم يعالج الاسهال ينتج الجفاف


DNA

هو المكون الرئيسى للصبغيات و الـ دى أن أه هو الذى يحمل المعلومات الوراثية وهو يتكون من جزيئات سكر وفوسفات وقاعدة نيتروجينية

Down 's Syndrome

هذه الحالة عبارة عن عيب وراثى فى الجنين مميز بوجود تخلف عقلى وتحدث هذه الحالة بنسبة 1 لكل 600 إلى 650 حالة وتزداد هذه النسبة إلى 1 فى 80 حالة إذا كانت الأم الحامل أكبر من 40 سنة

Dysentery زحار

الزحار هو التهاب الأمعاء نتيجة وجود أى مثير بداخلها ربما يكون كيميائى أى بكتريا أو حيوان أولى أو اى طفيل أخر ويحدث الزحار عند عدم توافر مستوى صحى ونظافى مناسب ومن أعراضها التبرذ بول به دم وألم معوى


Embryo الجنين

هو المرحلة الولى من عملية نمو الجنين وبالتحديد الست إلى ثمانية أسابيع الأولى بعد عملية إخصاب البويضة


Emesis القئ

هو عملية إخراج محتوى المعدة إلى الخارج عبر المرئ


Enzyme إنزيم

مركبات عضوية وهى تعمل كعوامل حفز لاسراع التفاعلات الكميائحيوية


Epicondyle لقيمة

بروز كروى فى نهاية العظم


Epilepsy الصرع

الصرع هو إضراب الجهاز العصبى مميز بوجود تشنجات عصبية واضطراب الاحساس وسلو

Estrogen استروجين

هو أحد الهرمونات التى تساعد فى عملية إظهار الصفات المؤنثة الثانوية مثل تطور ونمو الثدى


Extension تمدد

عملية تمطط أو زيادة حجم العضلة مثلا


Facet سطيح

هو وجه مسطح على العظم يمثل موقع تمفصل مع عظم آخر ومن أمثلتها سطيح الأضلاع


Fascia لفافة

هى أغشية عضلية تتماسك سويا بواسطة أنسجة ضامة لتكوين حبائل العضلات وهى تختلف فى السمك والوزن وكمية الدهون والسائل الذى تحتويه

Feces البراز

هو مادة الطعام الغير مستعمل فى الجسم والذى يخرج عن طريق فتحة الشرج كمواد إخراجية صلبة


Fetus جنين

هو الطفل قبل الولادة ، وبالتقريب هو الجنين بعد فترة من ستة إلى ثمانية أسابيع بعد الحمل وقبل الولادة


FingerPrint بصمة

البصمة هى خطوط مختلفة تقع فى أطراف الأصابع وهذه البصمة تختلف من شخص إلى آخر حتى الأخوة الأشقاء



Flexion انثناء

هى عملية ثنى أو انقباض العضلات


Fontanelle يأفوخ

هو غشاء يخطة الثقوب أو الفتحات التى توجد فى العظام ويظهر هذا بوضوح فى جمجمة الأط

Foramen ثقب

هو فتحة فى العظام أو الأعضاء


Fossa حفرة

هى نقرة أو انخفاض خاصة على سطح العظام

وإنشاءالله ماطولت عليكم :m21:

: ادامــه مــطــلــب :
|+| نويسنده :محمد |

آخرین نوشته ها
Do you know ?
دلایل 20 گانه برای مرد و زن بودن
سخنان زيبا از بزرگان جهان
بيان حالت
ضرب المثل ها
سخنان حكيمانه
تعریف کتابخانه
مکرمه قنبری
بحتری
مصطلحات طبية
آرشيو وبلاگ
آذر 1389
آبان 1389
تیر 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
Mo